تشریح

نقاشی‌های هما خسروی تلاشی است برای اینکه بیننده را از دیدن صرف، به لایه‌های عمیق‌تری از معنی هدایت کند. او در تابلوهایش بستر تفکر و تعمق را درباره نه‌تنها بدن، بلکه هر ارگانیسم زنده‌ای می‌گشاید. او گیاهان را همچون کالبد انسان در نظر می‌گیرد و به شکلی ضمنی با ابزارش همانند یک ماجراجو به مکاشفه درون این دنیا می‌پردازد و از بیننده نیز می‌خواهد تا او را همراهی کند. در روایت هما درون بدن انسان همانند سرزمینی است آکنده از گیاهان ظریف و شکننده که هرلحظه آبستن آلودگی است. سرزمینی که درنهایت تسلیم و میزبان آفت‌ها می‌شود. «تشریح» درواقع واکاوی همین سرزمین است. هما سعی می‌کند تا از درون کالبدشکافی گیاهان هستی و زوال را در پیوند باهم به نمایش بگذارد. او در پس مکاشفه خود، آفات و ناخوشی‌هایی را به تصویر می‌کشد که هر ارگانیسم زنده‌ای خواسته یا ناخواسته مجبور است با آن مواجه شود. او در پس زیبایی ظاهری نقاشی‌هایش کمال و جاودانگی را انکار می‌کند و فرایند فرسودگی و رنج و زوال را به زبان تصویر شرح می‌دهد.
هرچند بیان مفهومی آثارش در تابلوهایی که روی بوم کشیده شده است کمی تغییر می‌کند لیکن آن‌ها نیز ادامه همین روند هستند، به‌گونه‌ای که در این دسته از نقاشی‌ها بیننده از لابه‌لای گیاهان متوجه چشمان خیره‌ای می‌شود که به ناگه خود را در برابر نگاه آن‌ها بی‌دفاع احساس می‌کند. گویی که روایت هما از زوال قرار است برای هر نظاره‌گری اتفاق بیفتد. نقاشی‌های هما خسروی از سرنوشتی محتوم سخن می‌گویند و اعلام می‌کنند که هیچ‌چیز نمی‌تواند در برابر زوال جسم مانع ایجاد کند.

محمد معین الدینی

تشریح